السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
337
تفسير الميزان ( فارسي )
اينكه اينجا محل هجرت پيغمبرى است ، نه جاى تو است ، و نه جاى احدى ديگر ، تا آن پيغمبر مبعوث شود ، تبع گفت حال كه چنين است ، من از خويشاوندان خودم كسانى را در اينجا ميگذارم ، تا وقتى آن پيغمبر مبعوث شد ، او را يارى كنند ، يهوديان راضى شدند ، و تبع دو قبيله اوس و خزرج را كه مىشناخت در مدينه منزل داد . و چون نفرات اين دو قبيله بسيار شدند ، اموال يهوديان را مىگرفتند ، يهوديان عليه آنان خط نشان مىكشيدند ، كه اگر پيغمبر ما محمد ( ص ) ظهور كند ، ما همگى شما را از ديار و اموال خود بيرون ميكنيم ، و به اين چپاولگريتان خاتمه ميدهيم . ولى وقتى خداى تعالى محمد ( ص ) را مبعوث كرد ، اوس و خزرج كه همان انصار باشند بوى ايمان آوردند ، ولى يهوديان ايمان نياورده ، بوى كفر ورزيدند و اين جريان همان است كه خداى تعالى در باره اش ميفرمايد : * ( ( وَكانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا ) ) * الخ . « 1 » و در تفسير الدر المنثور است كه ابن اسحاق ، و ابن جرير ، و ابن منذر ، و ابن ابى حاتم و ابو نعيم ، ( در كتاب دلائل ) ، همگى از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت : يهود قبل از بعثت براى اوس و خزرج خط نشان ميكشيد ، كه اگر رسول خدا ( ص ) مبعوث شود به حساب شما مىرسيم ، ولى همين كه ديدند پيغمبر آخر الزمان از ميان يهود مبعوث نشد ، بلكه از ميان عرب برخاست ، به او كفر ورزيدند ، و گفته هاى قبلى خود را انكار نمودند . معاذ بن جبل و بشر بن ابى البراء و داوود بن سلمه ، بايشان گفتند ، اى گروه يهود ! از خدا بترسيد ، و ايمان بياوريد ، مگر اين شما نبوديد كه عليه ما به محمد ( ص ) خط نشان مىكشيديد ؟ با اينكه ما آن روز مشرك بوديم ، و شما بما خبر ميداديد كه : به زودى محمد ( ص ) مبعوث خواهد شد ، صفات او را براى ما مىگفتيد پس چرا حالا كه مبعوث شده بوى كفر مىورزيد ؟ ! سلام بن مشكم كه يكى از يهوديان بنى النضير بود ، در جواب گفت : او چيزى نياورده كه ما بشناسيم ، و او آن كسى نيست كه ما از آمدنش خبر ميداديم ، در باره اين جريان بود كه آيه شريفه : * ( ( وَلَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّه ) ) * الخ ، نازل شد . « 2 » و نيز در تفسير الدر المنثور است كه ابو نعيم ، در دلائل از طريق عطاء و ضحاك از ابن عباس روايت كرده كه گفت : يهوديان بنى قريظه و بنى النظير قبل از آنكه محمد ( ص ) مبعوث شود ، از خدا بعثت او را ميخواستند تا كفار را نابود كند و مىگفتند : ( پروردگارا به حق پيامبر امى ما را بر اين كفار نصرت بده ولى وقتى خدا آنان را يارى كرد و رسول خدا ( ص ) را مبعوث كرد و
--> 1 - عياشى ج 1 ص 49 حديث 69 2 - تفسير الدر المنثور ج 1 ص 88